چهارگام برای تولید محتوای جذاب

خرید بک لینک

امکانات وب

نکته کلیدی این است: پوشش شیوههای مختلف یادگیری مخاطبان

یکی از دلایل شکست یک محتوای باکیفیت، عدم توانایی در برآوردهکردن نیازهای اکثریت مخاطبان بالقوه، به دلیل توجهنکردن به شیوه های یادگیری گوناگون آنها است. علاوه براین، عدم ساماندهی مناسب روشهای متعدد انتقال اطلاعات، باعث سردرگم شدن بسیاری از خوانندگان خواهد شد و درنتیجه به وضوح محتوا آسیب میزند.

خانم برنیس مکارتی متدولوژی 4mat را بعنوان راهکاری برای معلمان ارائه کرد تا با استفاده از آن بتوانند محتوای آموزشی کارآمدتری بسازند. این روش همچنین در تهیه ابزارهای بازاریابی آموزشی مانند مقالات، پستهای وبلاگ و گزارشات سازمانی بسیار مفید است. با بکار گیری متدولوژی 4mat می توان محتواهای آموزشی تولید کرد که قابلیت بالایی در جذب مخاطبان دارند.

اما چهار شیوه یادگیری:

  1. یادگیرندگان خلاق: (تقریبا ۳۵ درصد از مردم) این گروه دوست دارند بدانند چرا باید چیزی را یاد بگیرند و یادگرفتن مطلب جدید چه سودی برای آنها دارد؛ همان عامل «چه فایده برای من دارد!»
  2. یادگیرندگان تحلیلگر: (تقریبا ۲۲ درصد مردم) این دسته خواهان «تنها حقایق» هستند و پس از اطلاع از منافع محتوا، اشتیاق زیادی دارند تا با جنبههای مختلف و دادههای تایید کننده موضوع یادگیری آشنا شوند.
  3. یادگیرندگان منطقی: (تقریبا ۱۸ درصد مردم) این گروه مشتاق دانستن نحوه کارکرد چیزها هستند و دوست دارند تا با فعالیتهای آموزشی تجربی و عملی آموزش ببینند.
  4. یادگیرندگان پویا: (تقریبا ۲۵ درصد از مردم) این دسته شیفته احتمالات مختلف در ادامه دریافت اطلاعات هستند، بشدت بر بینش خود تکیه دارند و عاشق آموزش دادن خود و دیگران هستند.

بکارگیری همزمان چهار شیوه یادگیری:

ناتوانی در توجه به هریک از چهار شیوه یادگیری گفته شده، به احتمال زیاد تاثیر محتوای شما را کاهش خواهد داد. از همه مهمتر، شیوههای چهارگانه به یکدیگر وابسته هستند، یعنی یادگیرندگان نوع ۳ و ۴، نمیتوانند ارتباط بهینهای با درس برقرار کنند مگر آنکه در ابتدا محتوایی را تجربه کنند که یادگیرندگان گروه ۱ و ۲ را هدف قرار داده باشد. ضمنا توجه به هریک از شیوههای یادگیری، میتواند فوایدی برای همه؛ مستقل از شیوه یادگیری ترجیحی آنها؛ داشته باشد. به همین دلیل روش 4mat یک چرخه نامیده میشود و با یک نمودار دایرهای نمایش داده میشود که در آن هریک از شیوههای یادگیری بصورت یک مرحله از آموزش، نشان داده شده است. ساختاربندی نوشتهها و یا ارائهها با استفاده از این چرخه، برقراری ارتباط موثر با مخاطب را موفق میکند.

  • مرحله یک: چرا
    شروع محتوا با ذکر دلایل کافی مبنی براین که اطلاعات مفیدی در آن ارائه شده، پایه و اساس مابقی محتوا خواهد بود. ضمنا این کار بزرگترین گروه مخاطبان را هدف قرار میدهد (توجه کنید که ۳۵ درصد مردم این شیوه یادگیری را ترجیح میدهند). علاوه بر این، این مرحله برای جلب توجه همه شرکتکنندگان بسیار حیاتی است و دقیقا به همین دلیل است که عنوان اصلی و پاراگراف آغازین باید به سرعت و به وضوح یک فایده عملیاتی از محتوای پیشرو را به کاربر نشان دهند تا بلافاصله در ابتدای ارائه و قبل از ورود به مباحث بعدی، همه توجهها را به خود جلب کند.
  • مرحله دو: چه
    در این مرحله به سراغ همان چیزی میرویم که از نظر یادگیرندگان تحلیلی شالوده اصلی محتوا است یعنی جنبههای مختلف مطلب و دادههای تاییدکننده آنها. به بیان دیگر، مخاطبان اصلی این گام به دنبال حقایق خشک و سرد و تحلیل موضوع هستند. این بخش از محتوا طبیعتا در دنباله بیان «چرا» میآید و ناتوانی در انتقال صحیح به مرحله دو بدلایلی مانند زیادهگویی در شروع بحث، ممکن است موجب تضعیف دیدگاه این دسته از فراگیران نسبت به محتوای ارائه شده گردد و در نتیجه به کیفیت انتقال اطلاعات ضرر برساند.
  • مرحله سه: چگونه
    پس از آن که یادگیرندگان منطقی «چرا» و «چه» را شنیدند، آماده ورود به مساله و یادگیری؛ از طریق انجام دادن میشوند. مشخص است که برای مخاطبانی که در حال خواندن و گوش دادن هستند، سخت است که بخواهند کار عملی انجام دهند. اما میتوان با ارائه مثالهای مشخص و نمایش چگونگی کارکرد اطلاعات ارائه شده در دنیای واقعی، به این نیاز افراد دسته «چگونه» پاسخ داد. مطالعههای موردی و سناریوهای واقعی، به یادگیرندگان منطقی کمک میکنند تا مطالب را در کنار یکدیگر قرار داده و علاوه بر این منجر به درک افزوده در یادگیرندگان خلاق و تحلیلگر هم خواهند شد.
  • مرحله چهار: چه خواهد شد اگر
    یادگیرندگان پویا هرآنچه تا کنون ارائه شده را دریافت و جذب کردهاند و با خود میاندیشند: «اگر فلان بخش تغییر کند چه خواهد شد» یا «با در نظر گرفتن این که شرایط من متفاوت است، اگر من در عوض بهمان کار را بکنم، چه اتفاقی میافتد.» این افراد کسانی هستند که در بخش پرسش و پاسخ بعد از ارائه، خود را نشان میدهند یا زمانی را برای ارسال ایمیل به نویسنده صرف میکنند و یا با درج نظر در ذیل مطلب شما، از شما میخواهند تا توضیحات بیشتری برای درک بهتر یک بخش بدهید و حتی با ارائه مثالهای خود تلاش میکنند تا مطلب بخوبی برایشان جابیفتد.

بکارگیری نیمه چپ و راست مغز:

ضمن تسلط بر چرخه چهار بخشی یادگیری، ارائه اطلاعات باید به گونهای باشد تا ارتباط مستمر بین دو نیمه مغز مخاطب را حفظ کند. چطور؟ پس از بیان حقایق و نکات اصلی، گفتن داستان، ضربالمثل، نقلقولهای مرتبط … و یا هرچیز جذابی که توجه مخاطب را به خود معطوف کند و موجب تقویت یادگیری شود. این روش نیمه چپ و راست مغز را با یک ریتم مناسب فعال کرده و در نتیجه تجربه یادگیری را از یک کار اجباری به یک فعالیت سرگرم کننده تبدیل میکند.

...

ما را در سایت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 103 تاريخ: يکشنبه 22 ارديبهشت 1398 ساعت: 15:47

صفحه بندی